Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘اصولي و اخباري’ Category

مؤسس مکتب اخباريها و قديمي ترين شارح و مدافع عقايد ايشان و نخستين مؤلف آن طايفه ميرزا محمد امين استرابادي است.
شيخ يوسف بحراني و سيد نعمت الله موسوي شوشتري جزايري از فقها و علماي بزرگ اخباري هستند،
ملامحسن فيض کاشاني و علامه محمد باقر مجلسي را صاحب مشرب اخباري معتدل شمرده اند.
اخباري ها معتقدند کسي غير از حضرات معصومين(ع) حق رجوع و استفاده و استنباط از آيات قرآن را ندارد، بلکه بايد براي فهم قرآن از اخبار امامان (ع) مدد جست و به وسيلة روايات قرآن فهميده مي شود، زيرا رواياتي داريم که تفسير به رأي را ممنوع کرده اند.
اصوليون در ردّ اين حرف مي گويند درست است که روايات تفسير به رأي را منع کرده اند ليکن معنايي که صريح يا ظاهر قرآن به آن دلالت کند و انسان آن را بفهمد، تفسير به رأي نيست، بلکه تفسير به رأي اين است که قرآن را بر اساس ميل و هواي نفس و مغرضانه تفسير کني.
اصوليين ادلهَ استنباط و استخراج احکام شرعيه را چهار چيز مي دانند: کتاب، سنت، عقل و اجماع مي دانند، اخباريين فقط دو دليل اول را مدرک گرفته اند و مي گويند براي فهم اخبار و استنباط احکام، کتاب و سنت کافي است. بلکه عده اي از آنها پا را فراتر گذارده ، عمل کردن به ظواهر کتاب را هم جايز نمي دانند و معتقدند که ظواهر کتاب براي غيرمعصوم حجت نيست بنابراين فقط سنت يعني اخبار را مناط و مدرک تحصيل احکام شرعي مي دانند.
موارد اختلاف اخباري و اصولي
1_ «اصولي» عقل را در ادراک حسن و قبح اشياء حجت مي داند به خلاف اخباري.
2_ «اصولي» ادله احکام دين را در چهار چيز مي داند: کتاب، سنت، عقل و اجماع ولي اخباري فقط کتاب و سنت و بعضي از آنها فقط سنت را دليل مي داند.
3_ «اصولي» تقليد ابتدايي از ميت را حرام مي داند و مي گويد اجتهاد او با مرگش زايل شده ولي اخباري تقليد ميت را جايز دانسته و مي گويد حق با موت و حيات تغيير نمي کند.
4_ «اصولي» اجتهاد را واجب عيني يا کفايي مي داند ولي اخباري آن را حرام مي داند.
5_ اخباري مدعي است که اخبار کتب چهارگانه يعني کتاب هاي، اصول کافي، تهذيب، استبصار و من لايحضره الفقيه قطعي الصدور است يعني همه آنها بدون استثناء از معصوم صادر شده است بنابراين احتياج به علم رجال نداريم ولي اصولي احتياج به علم رجال را جايز مي داند (و مي گويد همه اخبار اين کتب قطعي الصدور نيست)
6- اصل اباحه در نزد اصولي حجت است ولي اخباري حجت نمي داند.
7_ اخباري خبر واحد را به علت اينکه مفيد قطع و يقين نيست حجت نمي داند.
8_ اخباري مي گويد که شخص مکلف به مجرد استماع آيه اي يا حديثي به ادعاي اينکه منظور را فهميده ام، مي تواند به آن عمل کند.
9_ اخباري عمل به ظن را در موضوعات جايز مي داند نه در خود احکام و ماهيات عبادات
يک چيز که باعث رشد و نفوذ طرز فکر اخباري در ميان مردم عوام شد آن جنبة حق به جانب عوام پسندي است که دارد، زيرا صورت حرف اين است که مي‏گويند: ما از خودمان حرفي نداريم، اهل تعبد و تسليم هستيم، ما جز قال باقر(ع) و قال صادق(ع) سخني نداريم از خودمان حرف نمي‏زنيم، حرف معصوم را مي‏گوييم.
شيخ انصاري که از علماي اصولي است در فرائدالاصول مبحث «برائت و احتياط» از سيد نعمت الله جزايري که مسلک اخباري دارد نقل مي‏کند که : آيا هيچ عاقلي احتمال مي‏دهد که در روز قيامت يک بنده‏اي از بندگان خدا را ( يعني يک اخباري را ) بياورند و از او بپرسند تو چگونه عمل مي‏کردي و او بگويد به فرمايش معصومين عمل مي‏کردم و هر جا که کلام معصوم نبود احتياط مي‏کردم آنوقت يک همچو آدمي را ببرند به جهنم و از آن طرف يک آدم لاقيد و بي اعتنا به سخن معصوم (يعني يک نفر اصولي و پيرو مسلک اجتهاد) را که هر حديثي را به يک بهانه طرد مي‏کند ببرند بهشت!! حاشا و کلّا.
جوابي که اصوليين مي‏دهند اين است که اين گونه تعبد و تسليمها، تسليم به قول معصوم نيست، تسليم به جهالت است. اگر واقعاً محرز بشود که معصوم سخني گفته ما هم تسليم هستيم ولي شما مي‏خواهيد جاهلانه به هر چه مي‏شنويد تسليم شويد.

Advertisements

Read Full Post »