Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘امام رضا(ع)،ولايتعهدي’ Category

ابوالفرج در مقاتل الطالبيّين نوشته است که مأمون، فضل بن سهل و حسن بن سهل را فرستاد نزد حضرت رضا و ايندو موضوع را مطرح کردند، حضرت امتناع کرد و قبول نمي‎کرد. آخرش گفتند: چه مي‎گويي؟! اين قضيه اختياري نيست، ما مأموريت داريم که اگر امتناع کني همين‎جا گردنت را بزنيم. (علماي شيعه مکرر اين را نقل کرده‎اند.) بعد مي‎گويد: باز هم حضرت قبول نکرد. اينها رفتند نزد مأمون. بار ديگر خود مأمون باز حضرت مذاکره کرد و باز تهديد به قتل کرد
حضرت در آخر تحت عنوان تهديد به قتل که اگر قبول نکند کشته مي‎شود، قبول کرد.
بررسي اوضاع و شرايط سياسي و اجتماعي عصر امام بيانگر اين معنا است، زيرا حضرت از هر جهت تحت فشار بود. نامه‏هاي متعدّد مأمون به حضرت در دعوت به خراسان، فرستادن مأموران براي بردن امام به خراسان،چگونگي وداع حضرت با قبر پيامبر و گريه بلند امام کنار قبر پيامبر(ص) کراهت حضرت از اين سفر، همه شواهدي در اين راستا است
آنچه براي پيشوايان ما اصل و عمده بود حفظ و صيانت از اسلام به بهترين شکل و با بکارگيري بيشترين ظرفيتهاي سياسي و اجتماعي موجود بود، شرايط زماني هم نوع موضعگيريها را دگرگون مي ساخت. بر اين اساس در زمان امام حسين(ع) قيام و مبارزه و شهادت بهترين راه حل براي حفظ کيان اسلام بود و اين هدف در زمان امام صادق(ع) با دست زدن به ابتکار نهضت علمي، فقهي، فرهنگي تحقق مي يافت و در زمان امام رضا (ع) با قبول ولايتعهدي و حضور در مرکز حکومت و استفاده از کليه ابزارها و امکانات و ظرفيتهاي موجود براي گسترش فرهنگ مترقي اهل بيت پيامبر عينيت مي گرفت. لازم به ذکر است که نوع برخورد مأمون و شخصيت خاص و ويژه او هم شرايط استثنايي را براي امام بوجود آورد که ايشان بتواند علوم و معارف آل محمد را در وسيعترين گستره در آن زمان منتشر کند و از همين رو عالم آل محمد لقب گرفت،

Advertisements

Read Full Post »