Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘شيعيان+توسل’ Category

نخست بايد دانست بهره مندي از وساطت امامان و پيامبر(ص) به دستور خداوند و با اجازه او انجام مي گيرد و اين نشانه نظام مندي جهان در امور معنوي و مادي است؛ يعني همان طور که خداوند مي تواند به طور مستقيم گياهي را رشد دهد اما نظام جهان را به گونه اي قرار داده است که گياهان از طريق باران و آبياري باغبان سيراب شوند و از طريق ريشه مواد معدني به بخش هاي مختلف درخت و گياه برسد.
در امور معنوي نيز خداوند مي تواند به طور مستقيم انسان ها را دانا کند و رشد معنوي دهد اما براي آنان کتاب آسماني و راهنماياني قرار داده تا به رشد علمي و معنوي برسند وحتي براي برآورده شدن خواسته ها و دعاهاي خود، يکي از راه ها بهره گيري از پيامبر و امامان(ع) مي باشد که از آنان به عنوان واسطه هاي فيض ياد مي شود و اين نشانه نظام مندي کارهاي خدا در جهان است.
قـرآن مـجـيـد مـى فـرمـايد : يا ايها الذين آمنوا اتقوا اللّه و ابتغوا اليه الوسيله و جاهدوا فى سبيل اللّه لعلکم تفلحون .
اى مـومـنان , پرهيزکار باشيد و به سوى خداى بزرگ , وسيله فراهم سازيد و در راه او مبارزه کنيد , باشد که رستگار گرديد . جوهرى در صحاح اللغه وسيله را اينگونه تعريف مى کند : الوسيله ما يتقرب به الى الغير – وسيله عبارت است از آنچه با آن به ديگرى تقرب مى جوييم . بـنابراين , موجود ارزشمندى که به او متوسل مى شويم , گاهى اعمال شايسته و پرستش خالصانه خـداونـد است که به عنوان وسيله نيرومندى ما را به پروردگار جهان نزديک مى سازد و گاه يک انسان برومند که در نزد خداى بزرگ , از مقام و احترام ويژه اى برخوردار است .
توسل را مى توان به سه قسم تقسيم نمود
1 – توسل به اعمال صالح ; چنانکه قـتـاده در مـورد آيـه وابـتـغـوا الـيـه الوسيله مى گويد : با اطاعت خدا و عملى که مورد خوشنودى وى باشد , به پروردگار نزديک شود 2 – تـوسـل بـه دعـاى بندگان شايسته , چنانکه قرآن کريم , از زبان برادران يوسف چنين حکايت مى کند : قالوا يا ابانا استغفرلنا ذنوبنا انا کنا خاطئين . قال ساستغفر لکم ربى انه هو الغفور الرحيم . ( فـرزنـدان يعقوب به پدر خويش ) گفتند : اى پدر , از خداى بزرگ , بخشش گناهان ما را بخواه که ما در اشتباه به سر مى برديم . ( يـعـقـوب ) گـفـت : به زودى ازپروردگار خود , براى شما طلب بخشش مى نمايم که او بسيار آمرزنده و مهربان است . از آيه ياد شده به روشنى معلوم مى گردد که فرزندان يعقوب به دعا و استغفار پدرخويش متوسل گـرديـدند و آن را وسيله بخشودگى خود دانستند و حضرت يعقوب پيامبر يز , نه تنها به توسل آنان اعتراض نکرد , که به آنها وعده دعا و استغفار هم داد .
3 – تـوسـل به شخصيتهاى آبرومند معنوى که در نزد خدا از مقام و حرمت خاصى برخوردارند , به منظور نيل به مقام قرب الهى . اين نوع توسل نيز از صدر اسلام مورد پذيرش و رفتار صحابه پيامبر بوده است . اينک در پرتو احاديث و رفتار صحابه رسول خدا و بزرگان جهان اسلام , دلائل اين مساله را از نظر مـى گـذرانيم
احمد بن حنبل در مسند خود از عثمان بن حنيف , چنين روايت مى کند : ان رجـلا ضرير البصر اتى النبى صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم فقال ادع اللّه ان يعافينى , قال : ان شئت دعوت لک و ان شئت اخرت ذاک فهو خير , فقال : ادعه . فامره ان يتوضا فيحسن وضوئه فيصلى رکعتين و يدعو بهذا الدعاء . الـلـهـم انى اسئلک و اتوجه اليک بنبيک محمد نبى الرحمه يا محمد انى توجهت بک الى ربى فى حاجتى هذه , فتقضى لى اللهم شفعه فى . – مردى نابينا نزد پيامبر گرامى آمد و گفت : از خدا بخواه تا مرا عافيت بخشد . پيامبر فرمود : اگر مى خواهى دعا نمايم و اگر مايل هستى به تاخير مى اندازم و اين بهتر باشد . مرد نابينا عرض کرد : دعا بفرما . پيامبر گرامى او را فرمان داد تا ضو بگيرد و در وضوى خود دقت نمايد و دو رکعت نماز بگزارد و ايـن چنين دعا کند :پروردگارا من از تو درخواست مى کنم و به وسيله محمد , پيامبر رحمت به تو روى مى آورم . اى مـحمد من در مورد نيازم به وسيله تو به پروردگار خويش متوجه مى شوم تا حجتم را برآورده فرمايى . خدايا او را شفيع من گردان . درستى اين روايت , مورد اتفاق محدثان است بطورى که حاکم نيشابورى در مستدرک ,پس از نقل حـديث ياد شده , آن را به عنوان حديث صحيح توصيف مى کند و ابن ماجه نيزبه نقل از ابواسحاق مـى گـويـد : ايـن روايتى صحيح است و ترمذى در کتاب ابواب الادعيه صحت اين روايت را تاييد مى نمايد . و مـحـمد نسيب الرفاعى نيز درکتاب التوصل الى حقيقه التوسل مى گويد : لا شک ان هذا الـحـديث صحيح و مشهور 000 و قد ثبت فيه بلا شک و لا ريب ارتداد بصرالاعمى بدعاء رسول اللّه صلى الله عليه [ و آله ] و سلم له . – ترديدى نيست که اين حديث , صحيح و مشهور است 000 و در اين روايت , ثابت شده است که با دعاى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بينايى آن مرد نابينا , به وى بازگشت . از ايـن روايت به خوبى روشن مى شود که توسل به پيامبر گرامى , به منظور برآورده شدن نياز به وسيله وى , جايز است , بلکه رسول خدا آن مرد نابينا را فرمان دادتا آنگونه دعا کند . و با وسيله قرار دادن پيامبر بين خود و خدا , از پروردگارجهان درخواست نمايد . و اين معنا همان توسل به اولياى الهى و عزيزان درگاه خداوند است .
2 – ابوعبداللّه بخارى در صحيح خود مى گويد : ان عمر بن الخطاب رضى اللّه عنه کان اذا قحطوا استسقى بالعباس بن عبدالمطلب فقال : اللهم انا کنا نتوسل اليک بنبينا
فتسقينا و انا نتوسل اليك بنعم نبينافاسقنا . قال فيسقون . – هـرگـاه قـحـطى رخ مـى داد , عـمر بن خطاب به وسيله عباس بن عبدالمطلب – عموى پـيـامـبـرصلى اللّه عليه و آله طلب باران مى نمود و مى گفت : خدايا در زمان حيات پيامبربه او متوسل مى شديم و باران رحمت خود را بر ما نازل مى فرمودى . اكنون به عموى پيامبر به سوى تو متوسل مى شويم تا ما را سيراب كنى . و سيراب مى شدند .
– مـسـاله توسل به اولياى خدا بقدرى معمول و رايج بوده که مسلمانان صدر اسلام نيز در اشعار خـود , پـيـامـبر را وسيله بين خود و خدا معرفى مى نمودند :سواد بن قارب براى پيامبر گرامى , قصيده اى سرود و در لابلاى ابيات آن چنين گفت : و اشهد ان لا رب غيره و انک مامون على کل غـالـب و انـک اذنـى الـمرسلين وسيله الى اللّه يابن الاکرمين الاطائب گواهى مى دهم که پـروردگـارى جـز خـدا نـيست و تو بر هر پنهان و پوشيده اى امينى وگواهى مى دهم که تو – اى فرزند گراميان و پاکان – در ميان ديگر پيامبران ,نزديک ترين وسيله به سوى خدا هستى . در عـيـن حـال کـه پيامبر گرامى اين شعر را از سواد بن قارب شنيد , ولى هرگز وى رااز چنين سخنى باز نداشت و او را به شرک و بدعت متهم نساخت . شـافـعـى نـيز در دو بيتى که مى آوريم , به اين حقيقت اشاره مى کند : آل النبى ذريعتى هم اليه وسـلـيتى اجوبهم اعطى غدا بيدى اليمين صحيفتى
خاندان پيامبر وسيله من به سوى خدا هستند و اميدوارم که به خاطر آنان , نامه عملم به دست راست من داده شود . گـرچه روايات رسيده پيرامون جواز توسل به اولياى الهى , فراوان است , ليکن درپرتو روايات ياد شـده , مساله توسل و مطلوب بودن آن از ديدگاه سنت پيامبر و روش صحابه و دانشمندان بزرگ اسلامى , روشن مى گردد و نيازى به اطاله مطلب نيست . بـا اين بيان , بى پايگى گفتار آنان که توسل به عزيزان درگاه خدا را شرک و بدعت دانسته اند , به ثبوت مى رسد .
اين عمل توسل به اين منظور نيست که انسان چيزي را از شخص پيامبر(ص) يا امام يا حضرت زهرا(س) مستقلا تقاضا کند، بلکه منظور اين است که به آنان توسل بجوييم و آنان را وسيله اي براي تقرب به خدا قرار دهيم که اين کار علاوه بر اطاعت از امر خدا، يک نوع احترام و اهتمام به موقعيت آنهاست بنابراين چنين اموري نه بوي شرک مي دهند و نه بر خلاف آيات قرآن است

Advertisements

Read Full Post »