Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘عدم ذکر نام ائمه در قرآن،امامت،شيعه’ Category

قرآن يک راه و روشي دارد و آن اين است که در موضوعات هميشه ميخواهد مطلب را به صورت اصل بيان کند نه به صورت فردي و شخصي و اين خود مزيتي است در قرآن.
پيغمبر اکرم يا خداي تبارک و تعالي نمي خواست در اين مسأله که بالأخره هوا و هوس ها دخالت مي کند، مطلبي به اين صورت طرح شود گو اينکه صورت طرح شده را هم اينها آمدند به صورت توجيه و اجتهاد و اين حرفها گفتند که نه، مقصود پيغمبر چنين و چنان بوده است؛ يعني اگر آيه اي هم به طور صريح در اين خصوص وجود داشت، باز آن را توجيه مي کردند
پيغمبر (ص) در گفتار خودش به طور صريح گفت: «هذا عَليُ مَولاهُ». ديگر از اين صريحتر چه مي خواهيد؟! ولي خيلي فرق است ميان گفتار پيغمبر بااين صراحت را زمين زدن و آيه قرآن را با وجود کمال صراحت اسمي در آن، همان روز اول بعد از وفات پيغمبر زمين زدن.
علما و مفسران دلايل گوناگوني بر عدم ذکر نام ائمه نوشته‏اند که مهم‏ترين دليل آنان جلوگيري از تحريف است. در صدر اسلام دشمنان قسم خورده‏اي وجود داشتند که جريان مستقيم هدايت را عوض کردند و تاريخ را آن گونه وارونه ساختند که نياز به گفتن آن نيست.
در چنين زمان پر مکر و آشوب و نيز کينه و حسادتي که نسبت به خاندان پيامبر(ص) روا مي‏شد، چگونه مي‏شد که نام مبارک ائمه اطهار در قرآن باشد و از تحريف و دست کاري به دور باشد؟ قرآني که در آن روز هنوز جمع آوري نشده و هر قسمتي از آن در دست کسي بود؛
اين که خداوند وعده داده است که ما قرآن را از تحريفات مصون نگه مي‌داريم، به گفتة مفسران وحي، اين امر راه کار مي خواهد، يکي از راه کارهاي آن اين است که قرآن در امر سياسي (به اين معنا که بعد از پيامبر چه فردي قدرت سياسي مسلمانان را به دست بگيرد) که از پتانسيل قدرتمندي بهره مند است،‌ با شفّافيّت وارد ميدان کارزار نگردد؛ بلکه به گونه اي رهنمود دهد که حساسيّت جناح هاي سياسي را برنيانگيزد و حکومت ها به تحريف قرآن رو نياورند.
(بیشتر…)

Advertisements

Read Full Post »