Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘مرتد شدن مسلمان’ Category

کافي نيست که انسان يک ديني داشته باشد و حداکثر اين باشد که آن دين، منتسب به يکي از پيامبران آسماني باشد، با اين استدلال که همه اديان آسماني از لحاظ اعتبار، در همه وقت يکسان هستند، بلکه دين حق در هر زماني يکي بيش نيست و بر همه کس لازم است که در هر زمان، پيغمبر صاحب شريعت از سوي خدا در آن عصر را اطاعت کنند تا آن که نوبت به حضرت خاتم الانبيا(ص) رسيده است. در اين زمان، اگر کسي بخواهد به سوي خدا راهي را بجويد، بايد از دستورهاي دين او راهنمايي بجويد و به حکم صريح قرآن، ديني جز اسلام پذيرفته نيست
قرآن مي گويد: لا اکراه في الدين؛ در پذيرش عقيده اکراه نيست. اصولاً عقيده با اکراه سازگار نيست. اين سخن درستي است، ولي نبايد از اين گزاره، تفسير ناروا نمود و گفت: هر که هر گونه دلش بخواهد، آزاد است تا عقايد ديگران را به بازي بگيرد، بلکه قرآن به دنبال سخن مذکور مي گويد: قد تبيّن الرّشد من الغي؛ راه راست از راه هاي انحرافي و نادرست روشن است. يعني وقتي راه رشد و حقيقت آشکار است، دليلي براي اکراه و اجبار وجود ندارد، زيرا عقل سليم بدون داشتن انکار و عناد آن را پذيرا است. بنابراين، انسان حق ندارد از آزادي سوء استفاده کند و به بهانة آزادي، اعتقادات جامعه را به باد مسخره بگيرد و امنيت فکري و فرهنگي اجتماع را متزلزل و مختل نمايد. اين سخن نيز مورد پذيرش عقل و عرف است.
حال اگر فردي در خانواده مسلمان تشخيص داد که دين اسلام بر حق نيست، مي تواند دين ديگر را انتخاب کند، اما در جامعه اي که بر اساس اعتقادات و باورهاي ديني شکل گرفته حق ندارد در برابر دين و اعتقادات موضع گيري نموده و در صدد تخريب آن ها باشد، زيرا آثار نامطلوب در زندگي فردي و اجتماعي ايجاد خواهد کرد و باعث تزلزل ارکان اجتماعي خواهد شد، بنابراين ارتداد از اين جهت که افکار عمومي و ايمان مردم را متزلزل مي کند، اظهار آن روا و شايسته نيست، و با وجود يکسري شرايط اسلام با مرتد برخورد مي کند. اما اگر باور خود را رواج نداد و به امنيت فکري و فرهنگي جامعه آسيبي وارد نکرد، به او کاري ندارند و عقيده اش نزد خودش محترم است

Advertisements

Read Full Post »