Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘وراثت امامان شيعه’ Category

ابتدا بايد معناي ارثي بودن را ذکر کنيم تا معلوم شود آيا ارثي بودن داراي بار مثبت است يا منفي؟
ارثي بودن به معناي آن است که به دور از هر گونه معيار اساسي و صحيح، حکومت از کسي به خاندان وي منتقل شود. در بسياري از نظام هاي شاهنشاهي و سلطنتي اين شيوه حکمفرما است و بر اساس آن صلاحيت هاي لازم جهت ادارة جامعه و حکومت، به کلي از نظر دور مانده و فقط قدرت و سلطنت در يک خانواده، اصل حاکم بر همة ارزش ها و معيارها تلقّي مي شود.
بديهي است ارثي بودن به اين معنا از نظر منطقي کاملاً نادرست و باطل مي باشد. بهترين گواه بر بطلان اين روش، نظام هاي موروثي حاکم بر جهان در طول تاريخ است که موجب سقوط و انحطاطات بسياري گرديده است.
بررسي معيارهاي اساسي امامت و رهبري در اسلام به خوبي نشان مي دهد که اساساً اسلام با نظام موروثي کاملاً در تظاد و چالش است و به هيچ وجه چنين شيوه اي را بر نمي تابد. يکي از اهداف امام حسين(ع) از قيام خود، مبارزه با همين شيوه و تفکر بوده است.
مسئلة امامت و نبوّت که رسالتي بسيار سنگين و با اهميت است، شرايط و لوازم متعددي دارد که برخي از آن ها اکتسابي است و برخي ديگر وابسته به طهارت نسلي و شرافت معنوي، نيز تهذيب، خلوص و صفاي باطن پدر و مادر و بلکه همه نياکان است.
بنابراين اگر وجود آن امامان بزرگ در نسل واحدي را شاهديم، از سويي به خاطر وجود تمام شرايط لازم معنوي به ارث رسيده از حضرت آدم(ع) تا آخرين امام در اين خاندان شريف است؛ از سوي ديگر وابسته به کنش هاي اختياري آنان است که در تمام لحظات عمرشان از هر گونه آلودگي دوري کرده و همواره جزء بندگان شايسته خدا بوده اند.
راه اثبات امامت، نص پيامبر اکرم(ص) يا امام قبلي است، زيرا اگر امامت استمرار وظايف نبوت جز در مسئله وحي است و اگر امام بايد معصوم باشد، بايد منصوص نيز باشد، زيرا عصمت امر دروني و باطني است و تشخيص آن در توان مردم نيست. تنها خداوند است که مي تواند معصوم را بشناساند.
بنابراين تعيين امام بر اساس توارث نيست و امام قبلي بايد تصريح به نام امام بعدي کند و چنين قضيه اي اتفاق افتاده است. در اين حال که فرزندان يک امام متعدد و بسيار هستند و هر کسي شايستگي اين مقام را ندارد
ما فرزندان امام حسين«عليه السلام» را که امام مي‏دانيم به خاطر اين است که امامت آنان از ناحيه‏ي خدا منصوب و معيّن است نه بدين لحاظ که امامت امري ارثي است و پس از يک امام بايد به فرزند وي منتقل گردد.
گواه، اينکه ما پس از امام حسن«عليه السلام» به امامت فرزندان وي، بر همين اساس عقيده نداريم چون خداوند امامت را در فرزندان امام حسن«عليه السلام» قرار نداده است. و اگر(بر فرض محال) خداوند، پس از امام حسين«عليه السلام» هم ديگري را امام قرار داده بود بر ما، لازم بود که امامت وي را بپذيريم.
براساس تعاليم اسلامي از نسل کساني که گرفتار شرک يا مرتکب فحشاءگرديده‏اند فرزنداني شايسته امامت و نبوت پديد نخواهد آمد و همان‏گونه که نوشيدن الکل ممکن است تأثيرات فيزيکي و معنوي سويي بر روي نسل‏هاي متوالي بگذارد. شرک و زنا نيز شرايط معنوي و تکويني لازم براي احراز مقامات بلند و عاليه معنوي مانند امامت و نبوت را به کلي از بين مي‏برد. از همين‏رو است که در نسل بزهکاران هيچ امام و پيامبري ديده نمي‏شود. ولي مثلاً از نسل ابراهيم(ع) پيامبران بسياري از جمله حضرت محمد(ص) برخاسته‏اند.
بنابراين اگر وجود آن امامان بزرگ در نسل واحدي را شاهديم از سويي به خاطر وجود تمام شرايط لازم معنوي به ارث رسيده از حضرت آدم(ع) تا آخرين امام در اين خاندان شريف است و از سوي ديگر وابسته به کنش‏هاي اختياري خود آنان که لحظه به لحظه عمرشان و ارتباطشان با خدا و دوري از هرگونه آلودگي و مبارزه وجهاد و بي‏امان در راه خدا و… تفوق بخش آنان بر ديگر منسوبين به خاندان پيامبر(ص) است.
مسأله معرفي از قبل هيچ ارتباطي با توارث ندارد، طي اين که يکي از راه‏هاي اثبات نبوت انبياء پيش‏گويي و معرفي پيامبر پيشين است، در حالي که بسياري از پيامبران نيز از خاندان و نسل واحدي بوده و همواره آمدن پيامبر يا پيامبران بعدي را خبر مي‏دادند و از اين مسأله موروثي بودن استفاده نمي‏شده

Advertisements

Read Full Post »