Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

سوال
مدتي است که در مورد دينم داراي شک شده ام و در هنگام دعا خواندن و نماز خواندن به تمام محتويات نمازم شک مي کنم فکر مي کنم که مبادا که دين اسلام دين کاملي نباشد حالا من چه کار کنم؟؟؟

جواب
آدم، موجودي داراي عقل و فکر است و به اين وسيله بايد راه حق را بشناسد. در اين مسير، گروهي از مردم صرفا مقلداند؛ يعني آن که در عقايد خود چون و چندي ندارند و به راحتي مسلکي را بر مي‏گزينند؛ حال حق باشد يا باطل! گروهي ديگر اهل فکر وتحقيق‏اند. اين گروه نيز برخي با پي‏گيري راه دستيابي به حقيقت، به آن واصل مي‏گردند و گروهي نيز به دلايل مختلف، سرگردان و متحير در راه مي‏مانند؛ حال يا به منکري غير قابل هدايت تبديل مي‏شوند و يا آن که دست و پايي زده و راهي براي خويش پيدا مي‏کنند.
مسلما ارزش اين گروه (اهل فکر)، با گروه اول برابر نيست. البته انحراف اينان نيز با آنان قابل مقايسه نيست. در مسير دست‏يابي به حقيقت و واقعيت، بايد چند نکته را مد نظر قرار داد:
به خواندن ادامه دهید »

Advertisements

اين دعا در سه کتاب معروف آمده است:
1 – کتاب مزار کبير اثر محدث و دانشمند معروف قرن ششم، محمد بن جعفر مشهدي.
2 – کتاب مزار قديم، اثر مرحوم طبرسي، نوسينده کتاب احتجاج.
3 – کتاب مصباح الزائر، اثر سيد رضي الدين بن طاووس که از زهاد و بزرگان محدثان قرن هفتم است. مرحوم مجلسي نيز در بحارالانوار، جلد 99، ص 104 اين دعا را از کتب ‏هاي فوق ‏الذکر گزارش نموده است.
در هر سه کتاب فوق‏الذکر دعا از محمد بن علي بن يعقوب بن اسحاق بن ابي قره نقل مي‏شود و او از محمد بن حسين بن سفيان البزوفري روايت مي‏کند که در زمان غيبت صغري مي‏زيسته و قاعدتاً به وسيله مکاتبه از طريق نواب با امام زمان (عج) تماس گرفته است و او از حضرت مهدي صاحب الامر (ع) نقل مي‏کند که دستور داد اين دعا را بخوانيد. اين دعا از نظر سند مشکل ندارد، زيرا نفر اول، يعني محمد بن علي بن يعقوب، طبق کتاب‏هاي تراجم و رجال از علما و راويان شيعه و از افراد ثقه و مورد اطمينان است و داراي تأليفات متعددي مي‏باشد.
نفر دوم، يعني محمد بن حسين بن سفيان بزوفري، نيز از اساتيد شيخ بزرگوار شيخ مفيد است که از او نيز به نيکي ياد شده است. شايان ذکر است که اين شخصيت کتاب دعايي تأليف کرده است که دعاي ندبه در آن هست
علاوه بر اين به فرض اين که سند دعا مجهول باشد, باز طبق قاعدهء معروفي که در اصول داريم . به نام در سند دعا نمي توان سختگيري کرد. مطابق اين قاعده که متکي به احاديث زياد و معتبري است , فقهاي اسلام هيچ گاه دربارهء سند مستحبات و دعاها ايراد نمي گيرد و همين اندازه که در کتاب هاي مشهور نقل شده و داراي مضمون صحيحي باشد, قناعت مي کنند.

سوال
اين کوه ذي طوي کجاست حالا چرا در دعاي ندبه اشاره به اين کوه رضوي و ذي طوي شده است؟

جواب
ذي طوي کوهي نزديک مکه است
امام باقر(ع) فرمود: قائم ما با 313 نفر از يارانش در ذي طوي منتظر قيام هستند تا موقعي که حضرت به حجر الاسود تکيه زند و پرچم قيام را برافرازد.(بحار الانوار، ج 52، ص306)
در روايت ديگر از امام باقر(ع) نقل شده که: حضرت مهدي به يارانش مي‏گويد: مردم مکه مرا نمي‏خواهند، ولي من براي هدايت آنان آمده اسم. آن گاه مردي از ياران خودش را مي‏طلبد و به او مي‏گويد : برو نزد اهل مکه و بگو: اي اهل مکه! من فرستاده فلاني هستم. او به شما مي‏گويد: ما خانواده رحمت و معدن رسالت و خلافت مي‏باشيم. ما ذريه محمد و سلاله پيغمبرانيم. مردم به ما ستم نمودند و ما را در به در و مقهور کردند و از هنگام رحلت پيامبر(ص) تاکنون حق ما غصب شده است. اکنون من از شما چشم ياري دارم ما را ياري کنيد.
به خواندن ادامه دهید »

سوال
اين کوه رضوى که در دعاي ندبه آمده را من در اينترنت سرچ کردم و فهميدم که فرقه کيسانيه به آن معتقدند حالا چرا شيعه ها بايد کوه رضوي را در دعاي خود بياورند؟؟؟

جواب
اين سوال قبلا هم از سوي برخي مطرح شده است و مرحوم ملا محمد تقي تستري صاحب قاموس الرجال، پاسخي به آن داده است که اجمال آن را نقل مي کنيم:
برخي روايات اشاره به اين دارد که محل زندگي حضرت در دوران غيبت رضوي و ذي طوي که آن روايات را ذيلا مي آوريم:
1- شيخ طوسي (ره) در کتاب غيبت نقل مي کند به اسناد از عبدالله الاعلي مولي آل سام قال خرجت مع ابي عبد الله (ع) فلما نزلنا الروحاء نظر الي جبلها مطلا عليها فقال لي تري هذا الجبل يدعي «رضوي» من جبال فارس احبنا فنقله الله الينا اما ان فيه کل شجره مطعم و نعم امان للخائف مرتين. اما ان لصاحب هذا الامر فيه غيبتين واحده صغيره و اخري طويله. (غيبت شيخ طوسي 163، بحار 52/153)
به خواندن ادامه دهید »

در مسألة آفرينش از نظر قرآن ‌، تفاوتي ميان زن و مرد وجود ندارد. و هر دو از يک سرشت آفريده شده‌اند
مثلا درسورة نسا آمده است: «يا ايُّها الناس‌ُ اتَّقوا ربَّکُم‌ُ الَّذي خَلَقَکُم مِن نَفْس‌ٍ واحِدَة‌ٍ وَ خَلَق‌َ مِنْها زَوْجَها وَ بَث‌َّ مِنْهُما رِجالاً کَثيراً وِ نِسأً وَ اتَّقوا اللهَ الَّذي تَسائَلون‌َ بِه وَ الأرْحام »
اي مردم‌! در برابر خداوند تقوا داشته باشيد. (از گناه و شرارت بپرهيزيد) پروردگاري که شما را از يک سرشت و نفس واحد آفريد، و از همان نفس‌، همسرش را نيز پديد آورد. و از آن دو (آدم و حوا) مردان و زنان زيادي را پراکنده کرد. و در مورد خدايي که به خاطر او از همديگر درخواست مي‌کنيد، دربارة اقارب و ارحام خود تقوا پيشه کنيد.
رواياتي که مشورت با زنان را مذمت مي‏کند مرادشان همه زنها نيست بلکه مقصود آن حضرت زنهاي کم خردي است که چشم از حقايق بسته‏ اند
به قرينه علتي که در روايات ديگر ذکر شده بايد اين روايات بر موارد خاصي حمل شود، چون در روايتي که باز از حضرت علي عليه السلام نقل شده که آن جا که مي‏فرمايد: اياک و مشاوره النساء الا من جربت بکمال عقل؛ از مشورت با زنان بپرهيز مگر زني که کمال عقل او به تجربه رسيده‏ چنانکه پيامبر(ص) فرمودند: پيرامون دخترانتان با زنها مشورت کنيد. از محتواي اين سخن به دست مي‏آيد که در هر مورد زنان از آگاهي، بينش يا تخصص بهره‏مند باشند مي‏توان با آنان مشورت کرد واز نظراتشان بهره‏ مند شد. در قرآن مجيد نيز پيشنهاد دختران حضرت شعيب(ع) از سوي آن حضرت پذيرفته مي‏شود و به طور کامل عمل مي‏گردد.

غريزه جنسي يكي از نيرومندترين غرائز انساني است، تا آن جا كه پاره‏اي از روانكاوان آن را تنها غريزه اصيل انسان مي‏دانند و تمام غرائز ديگر را به آن باز مي‏گردانند. از سوي ديگر اين يك قانون كلي است كه اگر به غرايز طبيعي انسان به صورت صحيحي پاسخ دادن نشود، براي اشباع آن متوجه طريق انحرافي خواهد شد، زيرا غرايز طبيعي را نمي توان از بين برد. فرضا بتوانيم آن را سركوب كنيم، چنين اقدامي عاقلانه نيست، زيرا مبارزه با قانون آفرينش است، بنابر اين راه صحيح آن است كه غرائز را از طريق معقولي اشباع كرد و از آن‏ها در مسير زندگي بهره برداري نمود.
به خواندن ادامه دهید »

مس و دست کشيدن بر خط قرآن و اسم خداوند متعال به هر زباني که نوشته شده باشد حرام است و احتياط واجب آن است که اسم پيغمبر(ص ) و امام و حضرت زهرا(ص ) را هم بدون وضو مس ننمايد
برخي از مراجع مثل آيت الله سيستاني،‌ تبريزي،‌ زنجاني فرموده اند: بهتر اين است يا بنابر احتياط مستحب نام هاي مبارک پيغمبر(ص) و ائمة‌ معصومين(ع) و حضرت زهرا(س) را مس ننمايد